چهل شصت و پنج

معرفی رمان چهل شصت و پنج نوشته ابوالقاسم وردیانی

این کتاب روایت زندگی شهید حاج حسین طائب است روایت مسیری که بی سر و صدا و بدون ادعا طی شد. قصه زندگی او در واقع بهانه ای شد برای مرور بخشی از تاریخ معاصر ایران از قبل از دهه ۴۰ تا اواسط دهه ۶۰، از سال های قبل از انقلاب تا اواخر دفاع مقدس رمان از تولد حسین شروع می شه، از کودکی و دوران تحصیلش، تا مبارزه با رژیم پهلوی، همراهی با انقلاب و در نهایت حضورش در جنگ و عملیات کربلای پنج. حسین از همون بچگی توی فضایی بزرگ شد که مبارزه و فعالیت سیاسی چیز غریبی نبود.

پدر و برادرهای بزرگ ترش فعال بودن و او هم از نوجوانی وارد این مسیر شد. پخش اعلامیه، رسوندن نوارهای سخنرانی امام خمینی (ره) و کارهای فرهنگی، بخش مهمی از فعالیت هاش رو تشکیل می داد. سال ۱۳۵۶، با اینکه فضا کاملا امنیتی بود، تونست توی مسجد فائق نمایشگاهی از عکس شهدای تظاهرات راه بندازه؛ کاری خلاقانه که نشون می داد اهل ریسک و ابتکاره. مبارزه توی خانواده اون ها سابقه داشت.

پدرش توی قیام ۱۵ خرداد ۴۲ حضور داشت و کل خانواده توی اتفاق های مهمی مثل قیام ۱۹ دی قم، روزهای منتهی به ۲۲ بهمن ۵۷ و به صورت پررنگ تر بعد از پیروزی انقلاب فعال بودن. ارتباط نزدیک با آدم هایی مثل شهید سیدعلی اندرزگو و سیدعلی اکبر ابوترابی هم بخشی از همین فضا بود طوری که خونه شون عملا تبدیل شده بود به یکی از پایگاه های فکری و عملی مبارزه.

با شروع جنگ تحمیلی، هر پنج برادر وارد میدان شدن و هر کدوم توی بخش های مختلف مسئولیت گرفتن سه تاشون هم طلبه بودن. بعد از انقلاب، حسین به بسیج پیوست و خیلی زود وارد مقابله با گروهک های ضدانقلاب شد. روحیه شاد، خلاق و خستگی ناپذیرش باعث می شد توی کار اجرایی هم موفق و بین نیروها محبوب باشه. با شروع جنگ، جذب سپاه شد و مسئول تامین تجهیزات و تسلیحات قرارگاه کربل. توی سفر حج هم دست از کار فرهنگی نکشید. همون جا به خاطر فعالیت هاش توسط ماموران امنیتی عربستان چند روزی بازداشت و بازجویی شد. در نهایت، ۲۰ دی ماه ۱۳۶۵، توی عملیات کربلای پنج و در حالی که به عنوان بسیجی و نیروی آزاد وارد منطقه شده بود، به شهادت رسید.

دیدگاهتان را بنویسید